دوره مدرن و معاصر

موسیقی مدرن یا نوگرایی در موسیقی، به دیدگاهی فلسفی و زیبایی‌شناسانه اشاره دارد که برگرفته از تغییر در زبان موسیقایی و توسعه آن در سال‌های پایانی سده ۱۹ میلادی و ابتدای سده ۲۰، است. در این دوره، واکنش‌های مختلفی برای به چالش کشیدن و تفسیر دسته‌بندی‌های قدیمی‌تر موسیقی رخ داد به شکلی که نوآوری‌هایی برای گشودن راهی تازه در سازماندهی و رسیدن به دیدگاه‌های ملودیک، هارمونیک و صدایی تازه در موسیقی پدید آمدند و نگاه جهانی زیبایی‌شناسانه را در ارتباطی نزدیک با دوره‌ای بزرگ‌تر، قابل‌شناسایی و هویت دار از نوگرایی در هنر آن زمان، تغییر دادند. نوآوری، بهترین و عملگرایانه‌ترین کلمه‌ای است که برای این اتفاق می‌توان ذکر کرد. از ویژگی‌های برجسته این دوره، کثرت در زبان موسیقی است که نشان می‌دهد هیچ سبک موسیقایی تاکنون، در موضع غالب نبوده است.

حقیقت ذاتی این تفکر، این اعتقاد است که موسیقی به هیچ‌وجه پدیده‌ای ایستا نیست که توسط حقایق همیشگی و اصول کلاسیک تعریف شود. بلکه پدیده‌ای است ذاتاً تاریخی و تکاملی. در حالی‌که اعتقاد به پیشرفت موسیقایی یا اصل نوآوری در مدرنیسم، تازه و یکتا نیستند بلکه مانند ارزش‌هایی هستند که به‌طور ویژه در مواضع زیبایی‌شناختی نوگرایی اهمیت دارند.

برای مثال می‌توان به ارزشمند بودن کار آرنولد شونبرگ در رد تونالیته در آثار پساتونال کروماتیک و موسیقی دوازده‌نغمه‌ای او و حرکت ایگور استراوینسکی به سمت دوری کردن از ضرب‌آهنگ اشاره کرد.

موسیقی کلاسیک معاصر به دوره‌ای گفته می‌شود که در اواسط دهه ۱۹۷۰ تا اوایل دهه ۱۹۹۰ میلادی آغاز شده و شامل موسیقی مدرن، موسیقی پسامدرن و موسیقی نورمانتیسم می‌شود.با این حال این واژه ممکن است در مفهومی گسترده‌تر به تمامی اشکال موسیقی ساخته‌شده پس از سال ۱۹۴۵ میلادی اطلاق شود.

در آغاز قرن بیستم آهنگسازان موسیقی کلاسیک به‌طور فزاینده‌ای در حال تجربۀ فواصل نامطبوع که گاهی اوقات قطعات آتونال را به دنبال داشت، بودند. پس از جنگ جهانی اول برخی از آهنگسازان با اتخاذ شیوۀ نئوکلاسیسیزم در آهنگسازی، واکنش شدیدی علیه حرکات اغراق‌آمیز و ساختارگریزِ اواخرِ رمانتیسم نشان دادند. آنها به دنبال بازآفرینی اشکال متعادل و تمهای محسوس از سبک‌های پیشین بودند (رجوع کنید به عینیت نو و واقع‌گرایی اجتماعی). پس از جنگ جهانی دوم، آهنگسازان مدرنیست (با استفاده از تکنیک «دوازده‌نغمه‌ای» و سپس «سریالیسم همه‌جانبه») به دنبال دستیابی بیشتری در روندِ آهنگسازی خود بودند. در عین حال متقابلاً آهنگسازان دیگری با استفاده از فرآیندِ ابزارهای کنترل‌شونده، آزمایش‌هایی در مقیاس‌های کوچک و بزرگ انجام دادند. پیشرفت‌های فن‌آوری، به تولد موسیقی الکترونیک انجامید و آزمایش با حلقهٔ نوارهای مغناطیسی و بافت‌های تکراری منجر به ظهور موسیقی مینیمالیسم شد. در ادامه، آهنگسازان دیگری نیز در جستجوی استفاده از امکاناتِ پنهانِ دیگر هنرها از جمله تئاتر برای ترکیب با موسیقی در قالب «هنر اجرا»، «ترکیب‌های تجسمی» و «ترکیب‌های تصویری» برآمدند.

0
    0
    سبد خرید شما
    سبد خرید شما خالی استبازگشت به فروشگاه